وجود مبارک حضرت معصومه(س) قم را مهد برکت کرده است// گفتاري از آيت الله جوادي آملي
حرمت زمان به آن متزمّن است و حرمت مکان به آن متمکَن! کريمة اهل بيت، فاطمة معصومه (سلام الله عليها) که وارد قم شدند، اينجا را مهد برکت کرده اند.
اصل بحث اين است که زمان و مکان ذاتاً اينچنين نيست که حرمتي داشته باشند. حرمت زمان به آن متزمّن است؛ حرمت مکان به آن متمکَن! اين نکته را خوب عنايت کنيد تا به آن طرح آزاد انديشي که مقام معظّم رهبري فرموده اند برسيم که کدام حوزه و کدام دانشگاه در اين طرح موفّق است. کدام طلبه ، کدام دانشجو توفيق فکر آزاد دارد؟ آيا انديشة آزاد در هر فضائي ظهور مي کند؟ هر انديشمندي توان آن را دارد که آزادانه بينديشد يا نه؟!
زمان ذاتاً مزيّتي از خود ندارد، مگر اينکه آن متزمّن، آن شيء زمان مند به اين زمان حرمت بدهد! مکان هم به شرح ايضاً . وقتي قرآن در شب قدر نازل مي شود، اين زمان که ظرف آن متزمّن است حرمت پيدا مي کند، مي شود : لِيلَهُ القَدرِ خِيرٌ مِنْ ألفِ شَهرْ (1).
وقتي وجود مبارک رسول گرامي (عليه و علي آله آلاف التحيّه والثناء) در مکّه ظهور مي کند، اين متمکّن به آن مکان شرف مي بخشد و خداي سبحان به اين مکّه سوگند ياد مي کند، به پاس احترام اين متمکّن . فرمود : لا اُقسِمُ بِهذَا البَلَدِ وَ أنتَ حِلٌّ بِهذَا البَلَدْ (2). من اگر به اين بلد سوگند ياد مي کنم ، بنابر اينکه ( لا ) زائده باشد ، يا نيازي به سوگند به اين شهر نيست ، بنابر اينکه زائده نباشد ، در هر دو بخش اش به پاس احترام توست! لا اُقسِمُ بِهذَا البَلَدِ وَ أنتَ حِلٌّ بِهذَا البَلَدْ. اگر من به مکّه سوگند ياد مي کنم، براي آن است که تو در اين شهري! تو در اينجا به سر مي بري! پس مکّه نه براي کعبه، بلکه براي نبي حرمت اي دارد. و اگر نبي و وليّ زمان از کسي برنجد، خداي سبحان از آن کعبه پاسداري نمي کند. پس يک مکان به احترام آن متمکّن مي شود مورد تکريم؛ يک زمان به احترام آن متزمّن مي شود مورد تجليل.
اين بانو ، يعني کريمة اهل بيت، فاطمة معصومه (سلام الله عليها) که وارد قم شدند، اينجا را مهد برکت کرده اند. شما در قم نيستيد تا از نزديک تجربه کنيد ! براي ما کاملاً محسوس است ؛ بدون هيچ ترديد ما کتاب عميق علمي را که در قم مطالعه مي کنيم، به زحمت نمي افتيم. روشن مي شود براي ما! همين کتاب را وقتي تابستان از اينجا خارج مي شويم، شهر ديگر و ديار ديگر مي رويم، به کُندي همان مطلب را مي فهميم. اينجا يک فضاي بازي است! يک فضاي روشن اي است؛ بدون هيچ ترديد! يک وقت است انسان فاصله گرفته است از يک کتابي، از يک علمي، بسيار خوب؛ امّا وقتي فاصله اي نگرفته است، اهل اين رشته است، با اين کتاب و اين فن مأنوس است، وقتي از اينجا بيرون رفت، بايد به همين سبک بفهمد. ولي اينطور نيست!
در همين شيخان زکريا بنِ آدم مدفون است با آن بزرگوار اشعري. البتّه فقهاي بزرگ، حکماي بزرگ، بعضي از اساتيد ما هم در همين « مرحوم فاضل توني (رضوان الله عليه) » اينجا مقبره دارد. فقهاي بزرگ از قُدماء و مُتقدّمين و متأخّرين در همين جا به خاک سپرده اند، ولي آنچه که شاخص است يکي از آنها « زکريا بنِ آدم » است.
اين زکريا بن آدم که در اين شيخان مقبره اي دارد ، اين شاگرد وجود مبارک امام رضا (سلام الله عليه) بود. به امام هشتم، يعني به استادش عرض کرد : يابن رسول الله ! اساتيد من رحلت کردند ، هم دوره هاي من هم رحلت کردند ، جوانها روي کار آمدند. زندگي ام در قم مثل سابق خيلي لذّت بخش نيست! اُنس ما با اين نسل بعدي کم است. اجازه بدهيد من از قم بيرون بروم! جاي ديگر زندگي کنم. فرمود: نه! تو در قم باش، خداي سبحان به برکت تو عذاب را از آن منطقه بر مي دارد . همان طوري که به برکت قبر باب الحوائج إلي الله ، موسي بن جعفر (سلام الله عليه) عذاب را از آن منطقة خاص خود بر مي دارد؛ اين مي شود: اَلعُلماءُ وَرَثَهُ الأنبياء (3)!
همة اينها از برکات اين بي بي هستند که اين متمکّن، اين مکان را شرف بخشيد! …
بخشي از سخنان آيت الله جوادي آملي در جلسة درس اخلاق در ديدار با جمعي از طلا ، دانشجويان و بانوان قمي به مناسبت سالروز رحلت کريمة اهل بيت حضرت فاطمة معصومه (س) در قم ـ 29 ارديبهشت 1384
پي نوشت ها:
(1) سورة قدر / آية 3
(2) سورة بلد / آيات 1 و 2
(3) کافي / جلد 1 / صفحة 32 / بابُ صِغه العِلم و فَضله و فَضلِ العُلَماء و …