حضرت آيت الله اراکى نقل مى‏کردند: «آقاى شيخ حسنعلى تهرانى رحمة الله (جد مادرى آقاى مرواريد) که از علماى بزرگ و شاگردان فاضل ميرزاى شيرازى محسوب مى‏شدند و حدود 50 سال در نجف به تحصيل علوم اشتغال داشتند، برادرى داشت ‏به نام حاج حسينعلى شال فروش که از تجار بازار بود و در تمام مدتى که حاج شيخ مشغول تحصيل بودند، ايشان ماهى 50 تومان به او شهريه مى‏داد تا اين که برادر تاجر فوت مى‏کند و جنازه او را به قم حمل مى‏کنند و در آنجا دفن مى‏نمايند.
       حاج شيخ حسنعلى (که در اواخر عمر در مشهد ساکن بودند) به وسيله تلگراف، از فوت برادر مطلع مى‏شود، به حرم مشرف شده و به حضرت رضا عليه السلام عرض مى‏کنند: «من خدمت ‏برادرم را يک بار هم نتوانستم جبران نمايم جز همين که بيايم اينجا و از شما خواهش کنم که به خواهرتان حضرت معصومه عليهاالسلام سفارش ايشان را بفرمائيد که کمکى به برادرم بکند.»
      همان شب يکى از تجار که از قضيه اطلاع نداشت، خواب مى‏بيند که به حرم حضرت معصومه عليهاالسلام مشرف شده است. در خواب به او مى‏گويند: «حضرت رضا عليه السلام به قم تشريف آوردند، يکى براى زيارت خواهرشان و يکى براى سفارش برادر حاج شيخ حسنعلى به حضرت معصومه عليهاالسلام.»
        او معناى خواب را نمى‏فهمد و آن را با حاج شيخ حسنعلى در ميان مى‏گذارد و ايشان مى‏فرمايد: «همان شب که شما خواب ديدى، من (درباره برادرم) به حضرت رضا متوسل شدم و اين خواب شما درست است.» مرحوم آقا سيد محمد تقى خوانسارى پس از شنيدن اين خواب فرمود: «از اين خواب استفاده مى‏شود که قم در حريم حضرت معصومه عليهاالسلام است. بايد حضرت امام رضا عليه السلام به قم تشريف فرما شوند و سفارش برادر حاج شيخ حسنعلى را به حضرت بفرمايند والاّ خود حضرت امام رضا عليه السلام مستقيما در کار مداخله نمى‏کنند؛ چون اين در محدوده حضرت معصومه عليهاالسلام است و مداخله در اين محيط نمى‏شود.»
برگرفته از سايت حضرت معصومه
نوشته شده توسط مهدي | يکشنبه 6 آبان 1386 | ساعت 12:0 صبح |نظرات ديگران [ نظر]